آرشیو ماهانه : مرداد ۱۳۹۸

از حافظه‌ فرتوت من بعید است که اینقدر خوب یادم باشد که اولین بار نام «احمد محمود» را از زبان محمد سلمانی شنیدم وقتی داشت با رضا شیخی در مورد «همسایه‌ها» صحبت می‌کرد. نمی‌دانم چرا اما خوب خاطرم هست که در لحظه‌ای که نام احمد محمود را شنیدم از ذهنم گذشت که ایشان نویسنده‌ای عرب […]

«۲۵ اوت ۱۹۸۳» داستانی کوتاه از بورخس است که اسدالله امرایی همراه با تعدادی دیگر از داستان‌های کوتاه آمریکای جنوبی، انتخاب و ترجمه کرده و توسط انتشارات افراز در کتابی با عنوان «زن وسطی» منتشر شده است. داستان در فضایی  فراواقع‌گرایانه و خیال‌اندود روایت می‌شود اما چنان آمیخته با واقعیت است که می‌تواند خواننده را […]

برای من که خود را بیش از ده سال از مطالعه محروم کرده بودم انتخاب کتابی که باید بخوانم یکی از سخت‌ترین انتخاب این روزهاست. در این یک سال و شش ماه بیشتر از صد جلد کتاب خواندم و در تاریخ نوشتن این نامه نزدیک سی کتاب در کتابخانه دارم که نخوانده‌ام و یک لیست […]

بعضی سطور را باید رسا خواند آنگونه که گوش‌هایت دوبار بشنوند. یکی از راه درون و یکی از راه پژواک صدای حنجره‌ات که می‌پیچد در فضای اطراف. باید رسا بخوانی که خیالت همراهت بیاید. در میان راه نماند. راه گم نکند. شیطنت نکند. باید رسا بخوانی که حظ خواندت دو چندان شود. بی‌ترس از اینکه […]