۱۰آبان ۱۳۹۸

همینگوی: «هر چند گاوبازی یادگار دوران گلادیاتورهای میدان کلوزیوم شهر رم است اما نیاز به توضیح ندارد که ورزش نیست، هیچ وقت ورزش نبوده است. بلکه تراژدی است، آن هم تراژدی بزرگ. و تراژدی در واقع، مرگ گاو است» شاید داستان‌های همینگوی به واسطه زبان روزنامه‌نگاری‌اش، بیشتر از نویسندگان دیگر برگرفته از تجارب شخصی است. […]

۱۶مهر ۱۳۹۸

همیشه باید زور بالای سرمان باشد وگرنه از «شرم» کاری برنمی‌آید. گویی شرم را خورده‌ایم. اصلا شرم چه هسته؟ اینکه چند نفر فریاد بزنند و‌ حق خویش تمنا کنند، موثر واقع نمی‌شود که بیدار شویم و کاری کنیم. اینکه جامعه ایران و جامعه جهانی چگونه در ما بنگرند اصلا محلی از اعراب ندارد که بیدار […]

۲۵شهریور ۱۳۹۸

به خودم توصیه می‌کنم شاهکارهای هر نویسنده، آخرین اثری باشد که از ایشان می‌خوانم اما همیشه این توصیه را نادیده می‌گیرم و اول کار می‌روم سراغ شاهکارها. اولین اثری که از همینگوی خواندم «پیرمرد و دریا» بود آن هم دو بار که یکی از آن دفعات با ترجمه استادانه نجف دریابندری بود. بعد از آن […]

۲۵مرداد ۱۳۹۸

از حافظه‌ فرتوت من بعید است که اینقدر خوب یادم باشد که اولین بار نام «احمد محمود» را از زبان محمد سلمانی شنیدم وقتی داشت با رضا شیخی در مورد «همسایه‌ها» صحبت می‌کرد. نمی‌دانم چرا اما خوب خاطرم هست که در لحظه‌ای که نام احمد محمود را شنیدم از ذهنم گذشت که ایشان نویسنده‌ای عرب […]

۱۹مرداد ۱۳۹۸

«۲۵ اوت ۱۹۸۳» داستانی کوتاه از بورخس است که اسدالله امرایی همراه با تعدادی دیگر از داستان‌های کوتاه آمریکای جنوبی، انتخاب و ترجمه کرده و توسط انتشارات افراز در کتابی با عنوان «زن وسطی» منتشر شده است. داستان در فضایی  فراواقع‌گرایانه و خیال‌اندود روایت می‌شود اما چنان آمیخته با واقعیت است که می‌تواند خواننده را […]

۱۴مرداد ۱۳۹۸
گیسیا

برای من که خود را بیش از ده سال از مطالعه محروم کرده بودم انتخاب کتابی که باید بخوانم یکی از سخت‌ترین انتخاب این روزهاست. در این یک سال و شش ماه بیشتر از صد جلد کتاب خواندم و در تاریخ نوشتن این نامه نزدیک سی کتاب در کتابخانه دارم که نخوانده‌ام و یک لیست […]